
فرشته نجاتم شدی تو، عشقت واسم هدیه آسمونه خب کل ۴۰۳ مشغول بودم یه عالم روز بد داشتم که نمیفهمیدم بد بودن و لابلاش اتفاقای خوب هم بودحالا مرور میکنم و مینویسمشون که یادگار بمونه برامآزمون قبول شدم هم نظارت هم اجرا ، خیلی استرس داشتم ولی سر آزمون همه چیز برام مثل آب خوردن بود و قبول شدنش می ارزید ...ی کار برداشت گرفتیم که دردسرش زیاد بود...و اینکه پایان نامه کوفتی بالاخره تموم شد!دفاع کردم و راحت شدم انقدر که دو ماهه نرفتم کارای تموم شدنشو بکنم :)دفاعمو دوست داشتم ، خود طرحم رو هم خیلی د...
ادامه مطلب
برای دومین بار تو زندگیم موهامو رنگ کردم و برای دومین بار موهام رنگ نگرفت :||دکلره باز کرده عیییین ماه، ولی رنگ! اصلاااا :(((زردک موندم :(((موهای بدجنس بیشوووور حقتونه کوتاهتون کردم کچلای بی خاصیت وزوزی موجی :/.شام فردا در حال حاضر شدنه!پنجاه درصد کار پیش رفته ...
ادامه مطلب
xa0اون روز نمیدونم نیکان چی می گفت که هی پشت سر هم خندیدم...غزل به نرگس گفت چقدر باحال میخنده... میدونی خدا همون لحظه خشکم زد جمله بیش از حد تکراری بود برام یعنی هرکی بار اول منو ببینه اینو میگه فقط شوکه شدم چون خیلی وقت بود نشنیدم این حرفو؛ فککردم چقدر دور خودمو محدود کردم و چقدر دور خودم دیوار کشیدم که هیچ آدم جدیدی نمیبینم...واقعا فراریم از آدمیزاد؟!...
ادامه مطلب
xa0نگین با خالی بندی شماره منو گرفت، کل دیدارمون نهایتا ده دقیقه بوده تو سه چار وعده! بعد چه اصراری دارهxa0که هرشب احوال منو میپرسه نمیدونم! احوال هیچی مدام سوال میپرسه اونم سوالای تکراری...دائمم توضیح می...
ادامه مطلب
میبینم که میشکنه بال و پرم؛ دیگه اونوقته که در جا میبرم...
ادامه مطلب
xa0تقریبا بعد از دوازده سیزده سال اومدیمxa0خونه دوست بابام؛ سر شام خانومش قابلمه برنجو آورد کنار سفره؛ ته دیگ طلایی سیب زمینی رو دراورد گذاشت تو بشقاب خودش و خورد! :||چی شد رسم مهمان نوازی مردم ایران زمین؟ کجا رفت آرمان های امام!...
ادامه مطلب
xa0 از دیشب هر وقت از خواب پریدم صدای بارون میومد ^_^ خیلی خوبه :)...
ادامه مطلب
xa0امتحانا که تموم شده نمره ها نصفه نیمه اومده تحویل پروژه هم که ایشالا به خیر میگذره برف که میباره ذوقمرگ میشم دیشب با یه تعداد فامیل جدید رفتیم برف بازی :) امشبم که برف بازی خیلیییی چسبید قشنگ معلومه حرف ندارم بزنماا چرت و پرت میگم :) xa0 xa0 xa0 +وقتی میخونی "قسم به این بارون...به جون دوتامون...خدا کنه خ...
ادامه مطلب
xa0 xa0xa0 "آدما عقده هاشونو دروغ میگن" اینو پریسا گفت! عصبی بود کنترلی رو حرکت دستاش نداشت و مدام فرمونو ول میکرد و ماشین چپ و راست می شد، اصلا به عصبانیت و اون رانندگی افتضاحش اهمیت ندادم (دست فرمونش خوبه ها، اونجا عصبی بود) به نظرم جمله ش ارزش اینو داشت که با طلا قابش کنی بزنی دیوار! به دروغایی که شنیدم فکر کردم واقعا همین بود همشون از نداشته های آدما بیرون زده بود از چیزایی که نداشتن و شرایط مجبورشون میکنه ادعای داشتنشو بکنن! من کاملا معتقدم که دروغ تو نفس آدم نیست و همه چیز بر پایه شرایطه! ...
ادامه مطلب
xa0 یعنی انقد که تو وبلاگ نوشتن سخت شده هاا نظر سنجی میذارم هی دست به دامن فرزانه میشم بهم موضوع بگه هیچ اتفاق قابل نوشتنی نمیفته...یکی از نوشته هایی که تو وب قبلیم بود رو میذارم تو ادامه لاقل اونو بخونین :) +سلام بمبئی رو دوس داشتم خیلی خوش گذشت:) +بالاخره پس از قرن ها طرح دانشکده م تایید شد! حالا مصیبت ماکت ساختن آغاز شد! +خدا رو هزار مرتبه شکر که دوباره همون شر و شیطون سابق شدم و همه از دستم عاصین مخصوصا استادا xa0+نامحدود و مگه داریم عماد طالب زاده رو از دست ندین!عالین +یه بار دیگه اشتباه کن...
ادامه مطلب
درگیر جنگ تن به تنم با تنی که نیست…دارم شکست میخورم از دشمنی که نیست… xa0 xa0 +این شعرو خیلی دوس داشتم، از زبون ادم بزرگی شنیدم ولی فکرشم نمیکردم واقعی بشه برام! درگیر جنگ تن به تنم با رویایی که بعد از تولدم به وجود اومده …بداخلاق و عصبیه مغرور و لجباز و گوشتلخه! به قول فرزانه یه رویای عوضیه!فرزانه راست میگه عوضی شدم… دیگه خوب نیستم مهربون نیستم حالم از ادمای دور و برم به هم میخوره و مثل قبل برای خوب بودنشون خودمو به اب و اتیش نمیزنم! حالم از این دشمنی که خودمم به هم میخوره! حالم از این همه بد ب...
ادامه مطلب