نگین با خالی بندی شماره منو گرفت، کل دیدارمون نهایتا ده دقیقه بوده تو سه چار وعده! بعد چه اصراری داره که هرشب احوال منو میپرسه نمیدونم! احوال هیچی مدام سوال میپرسه اونم سوالای تکراری...دائمم توضیح میده که من اصلا وقت ندارم و خیلی سرم شلوغه و کارم زیاده! خب با این اوصاف غلط کردی زرت و زرت پیام میدی به من و هی میگی بیا بریم بیرون :|......خدا من هرچی با قانون جذبت کار میکنم برعکس میشه چرا؟ تنها اتفاقی که با این شغل من رخ داد آشنا شدن با آدمای سمج و کنه و سرتق بود که همش میخوان آمار بگیرن....نمیشه برای چند دقیقه یه بیشعور به تمام معنا باشم و بلاکشون کنم بعد دیگه# مجبور نباشم هر شب سوالاشونو تحمل کنم خدا؟
کابوس های یک رویا...ما را در سایت کابوس های یک رویا دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 182