29 مهـــــــر

خرید بک لینک
ساعت گوشیم زنگ خورد 9:31 دقیقه!

حوصله نداشتم بیدار شم دیدم بابام لای درو باز کرد و آروم گفت خوابه

مهلت فک کردن نداشتم چرخیدم و دوباره خوابیدم

با استشمام یه بوی گند بیدار شدم! سرمو چرخوندم نصفه نیمه آزاده رو دیدم دوباره برگشتم

یه دفعه همه حواسام از جا پریدن آزاده خونه ما چیکار میکنه ! چشمام وا شد و همزمان صدای جیغ بلند شد :)

هول هولکی برگشتم و با دیدن دوستام ذوقمرگ شدم

جیغ منم باهاشون بلند شد ، فقط خدا میدونم قیافه م چه شکلی بود! مچاله شده تو پتو ، موهای درهم برهم که هنوزم به خاطر دوش دیشب خیس بودن و سر و شکل خوابالو و چشمای خمآر

یعنی طفلیا یه اورانگوتانی دیدن که نگووووو تو همه عکسام چشمام به زور بازه!

حیف هیچکدوم اینجاها نیستن ولی دمش گرم ترکوندن برام خیلی خوش گذشت جای همتون خآلی :))

یکی از بهترین تولدام بود یه آرزو کردم برای هممون:)

+همه اتفاقا 28 مهر افتاد

+تو پست ده مهر گفته بودم برای سه تا کوچولوهامون تولد میگیرن واسه منم گرفتن و غافلگیرم کردن نمیدونم پیشنهاد کی بود ولی دمش گرم :) امسال دو تا سوپرایز داشتم:)

+تولد آزاده و فرزانه من سوپرایزشون کردم ولی یه تنه! هیچکدومشون چیزی نفهمیدن ولی برای اینکه من سوپرایز شم خواهر فرزانه شماره 1 شوهر فرزانه شماره 2 مامان و داداش ازاده دوتا از همکلاسی ها همه در تلاش بودن! میخوام بدونید چقد فضولم که هیچکس هیچیو نمی تونه قایم کنه و یه لشگر نقش بازی کردن برام

ولی 29 مهر یعنی روز تولد

+راس ساعت هشت و نیم یعنی دقیقا ساعت به دنیا اومدنم همچنان که از حضور و وجود آرنیکا در راس بیست و دو سالگی خدا رو شکر میکردم اولین اس ام اس تبریک اومد! خاله سیمین اس داد که اصلا فکرشم نمیکردم یادش باشه تولدمه چه برسه به اینکه راس ساعت تبریک بگه :)

+داداش و مهری اینجا بودن داداش یادش نبود حسابی تنبیه شد :)) والآ!!

الان یادم افتاد خواهر بزرگم تبریک نگفته!!! برم بکشمش!!

+چند دقیقه بعد : یه چیزی ته دلم میخوام به نظرتون میشه یا نه؟؟؟

+چقد حرف زدم!!!!

کابوس های یک رویا...

ما را در سایت کابوس های یک رویا دنبال می‌کنید

برچسب: 29 مهر,29 مهر تولد ایرانسل,29 مهر به میلادی,29 مهر روز ملی صادرات,مهرنامه 29,فال 29 مهر 92,فال 29 مهر 93,فال 29 مهر,متولدین 29 مهر,استخدام 29 مهر 93, نویسنده: بازدید: 156 تاريخ: جمعه 30 مهر 1395 ساعت: 19:38

صفحه بندی