صدای خنده هات هنوز توی گوشمه

خرید بک لینک

استوریمو ریپلای کرد و قلب فرستاد برام
بی اختیار براش تایپ کردم: دلم براش تنگ شده
زود نوشت چند وقته دیدیش؟
فکر کردم امروز چندمه! گوشه لبم بالا رفت دقیقا شد سه ماه....
یعنی سه ماه گذشته بود از روزی که حتی نتونستم از جام بلند شم در مقابلت و کز کردم رو مبل و فقط نگات کردم و تو با اون خنده# از ته دلت نگام کردی و رد شدی؛ اصلا حواستم به من نبود
تو این سه ماه چیکارا که نکردم با خیالت
باهم چند بار رفتیم خرید؛ همه چیو با سلیقه تو میخرم اصلا نگات که میفتاد سمت هرچیزی بی خیال نظر خودم می شدم،خونه ای که تو براش خرید کنی گرم تر و دلچسب تره
چند باری هم تو ترافیک بودیم و همشم من پشت فرمون بودم، خسته میشم ولی مهم اینه که تو خسته نشی،میدونم ترافیک کلافه ت می کنه و سیمای مغزت اتصالی میکنن
چند باری با دوستات رفتیم بیرون،راستش تو جمعشون راحت نیستم سرت که گرم میشه دست خودم نیست یهو میترسم، از تنها بودنم میترسم،فک میکنم دیگه منو یادت میره، صدای# خنده# هات که بلند میشه میگم نکنه وقتی پیش منه بهش خوش نمیگذره! نکنه با من حالش خوب نباشه،هرکاری میکنم خودمو تو جمع غریبه میدونم...خودت میدونی آدم کم حرف و خجالتی نیستم فقط نمیتونم گرم بگیرم اصلا از اول هم خونگرم نبودم،فقط وقتی یهو تو جمع برمیگردی سمتم و زیر لب میپرسی خوش میگذره؛ از ته دلم لبخند میزنم، سرمو به نشونه آره تکون میدم، میای نزدیکم و در گوشم میگی اگه خوش میگذره چرا انقدر ساکتی، میخوای بریم دوتایی خوش بگذرونیم؟....میمیرم برای حواسی که جمعِ منه و میگم نه همین جا خوبه برو به دوستات برس
یه بارم مریض شدم، حسابی بال بال میزدی...جون حرف زدن نداشتم وگرنه حتما بهت میگفتم نیاز نیست برای یه سرماخوردگی ساده انقدر خودتو به آب و اتیش بزنی...زنگ زدی مامانت اومد پیشم خودت تو آشپزخونه سوپ درست میکردی و مامانت دستمال خیس میذاشت رو پیشونیم و آروم بهم گفت:نگی مادرشوهر بدجنسیم ولی خوشحال شدم مریض شدی الان دیگه دلم قرصه که واقعا عاشقته، بعد نصفه خنده ای کرد و گفت: نمیدونی چه حالیه طفلی....منم لبخند میزنم و میگم تازه هنوز# فرصت نکردم خودمو لوس کنم یعنی دلم نیومدا وقتی دید تب دارم خیلی هول شد
.
.
یه بارم دعوامون شد! میدونی سر چی؟ بهم گفتی میرم بیرون نیم ساعته برمیگردم! نیم ساعت شد یک ساعت، دو ساعت و سه ساعت و نیم!
سر یک ساعت بهت زنگ زدم جواب ندادی با خودم گفتم حتما کارت طول کشیده و خودمو سرگرم کردم
ولی بعد از نیم ساعت دلشوره امونمو برید، منم که آدم دلشوره داشتن نبودم پس حتما یه چیزی شده که انگار دلمو چنگ میزنن،یه بار دو بار ده بار بیست بار زنگ زدم جواب ندادی،شماره دوستاتم که نداشتم که زنگ بزنم حتی نمیدونستم کجایی که بیام پیشت تا صدای# هارمونیکا تو خونه پیچید، خودمو پرت کردم رو موبایل و با دیدن اسمت عصبی تر از هروقتی جواب دادم، تپش قلبم رو هزار بود و تن صدام بالا رفت: این بی صاحابی که دستته اسمش موبایله وقتی زنگ میخوره باید جواب بدی پسره احمق
مثل همیشه آروم گفتی:ببخشید عزیزم میام توضیح میدم!
میتونستم با صدات سالها با آرامش مطلق زندگی کنم ولی نمیخواستم از عذابی که کشیدم بگذرم داد زدم میخوام توضیح ندی...
سه چهار دقیقه بیشتر نشد که زنگ درو زدی دو بار پشت سرهم، منم که آتشفشان در حال انفجار بودم بی خیال دعوا نشدم درو باز کردم و گفتم مگه کلید نداری تو!
یه کمی جا خوردی ولی زود به خودت اومدی و گفتی تو درو باز کنی مزه ش بیشتره
تو دلم غوغا بود هنوز# دلهره داشتم و قلبم شور دوست داشتنتو دراورده بود نمیخواست بذاره از حق خودم دفاع کنم اگه روبروت وایمیسادم بغضم امون نمیداد، میترکید و خراب می کرد همه تحریمایی که برات ردیف کرده بودم رو.....
تندی رفتم تو اتاق خواب و خودمو انداختم رو تخت،اومدی رو زمین نشستی و دستمو گرفتی، دلم نمیخواست اما دستمو کشیدم عقب
آروم گفتی تصادف کردم ...
بی هوا نشستم و نگات کردم بغصمو قورت داد و با ترس نگات کردم....سانت به سانت صورتتو از نظر گذروندم آروم گفتی من چیزیم نشد فقط ماشین اون بنده خدا داغون شد
آروم گفتم نمی شد موبایلتو جواب بدی؟ نمیفهمی من دارم میمیرم اینجا از دلشوره؟ نمیدونی من از تنهایی میترسم؟
دستمو میگیری و میگی:به خدا نشد انقدر طرف داد و قال راه انداخت که همه چیز فراموشم شد دورت بگردم الانم که هوا تاریک نیست، تنهایی ترس نداره که...
وسط حرفت میام: از تاریکی نمیترسم، از تو خونه موندن نمیترسم، بفهم که تو نباشی تنهام، از بی تو بودن میترسم، یعنی اگه یه لشگر آدم تو خونه باشه تو نباشی من تنهام میفهمی اینو......
ویبره گوشیم تکونم میده؛ نگاهی به پیامی که بالای صفحه اومده میندازم: "فک کنم از دلتنگی مردی که جواب نمیدی!"

کابوس های یک رویا...

ما را در سایت کابوس های یک رویا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 227 تاريخ: جمعه 23 فروردين 1398 ساعت: 21:30

صفحه بندی