
این روزا خیلی کار دارم و برنامه های زیاد ریخته رو سرمسه شنبه تحویل پروژه دارم که هیچی ، تموم شده در نظر میگیریمش، بعد تا آخر بهمن باید پروپوزال بدم بعد میوفتیم تو پایان نامهاز اون طرف همه بهم میگن آزمون استخدامیو شرکت کن، دیگه اونم ثبت نام کنم تا اردیبهشت باید بخونم که البته احتمالا هیچی نخونم! نهایتا نمونه سوالا رو ببینمبعد تا شهریور باید واسه نظام آماده بشم و میخوام حتمااا حتماااا قبول بشم با آزی باید پکیج بخریم جدی بخونیمو در کنار همه اینا ثابت شده من هروقت درس دارم و کار دارم آوین نمیخوابه...
ادامه مطلب
xa0از فردا باز هم باید کفش آهنی به پا کنم دنبال کار جدید! هنوز سر کار میرم ولی خب باید عوض شغلمو... رییس محترم داره پاشو از گلیم مبارک فراتر میذاره! باید خودمم درست کنم انقد راحت به هرکسی اعتماد نکنم و هرجا رفتم هی نگم بخندم که فک کنن چه خبره :|فعلا به خانواده گفتم و اونا هم درجا موافقت کردن البته بهانه چرت و پرت اوردم ولی خب....حالا چی بریم؟ :/...
ادامه مطلب
xa0درسته من گل دوست ندارم ولی خب حداقل یکی باشه برام از این رز جاودانا بخره :(هر کی باشه ها ^_^ شماها مثلا :))...
ادامه مطلب
xa0 از دیشب هر وقت از خواب پریدم صدای بارون میومد ^_^ خیلی خوبه :)...
ادامه مطلب
xa0زل زدم تو چشماش: تو میدونی من دوست ندارم؟ چشاشو آروم بست و با سر تایید کرد... خندیدم: خب چرا ول کن نیستی؟ +من که دوست دارم! -من و تو بهم نمیایم! هیچی مون شبیه هم نیست! +مگه ربطی داره؟ من تو رو همینجوری دوست دارم -چرا نمیفهمی زندگی من و تو به جایی نمیرسه؟ -میرسه! فقط تو باید بخوای اگه تو بخوای همه چ...
ادامه مطلب
یک روز یاد من میفتی.. یک روز که کنار شومینه نشستی و روزمرگی هات رو میشمری و خنده های دلبرانه زن و حرف زدن دخترت سر ذوقت نمیاره یک روز که به بخار چایی زل میزنی و فکرت مشغول پیدا کردن یه موضوع گمشده س xa0و چایی یخ میکنه ولی تو بازم درگیری یک روز که ورق های آلبومت تک تک از بر میکنی تو یه لحظه ...خیلی اتف...
ادامه مطلب
+گداهای آمریکایی شب پناهگاه ندارند+بر اثر بمباران چند تن در حلب به شهادت رسیدندxa0 +همسر مدافع حرم ایرانی:بچمونو ندید و رفت +در یک تصادف چند تن در گذشتند +خیرین برای کمک به ساخت درمانگاهی به روستاهای دور افتاده رفتند +خانواده جوانی تمام اعضای بدن او را اهدا کردند +معلمی هر روز کیلومترها پیاده روی می ک...
ادامه مطلب
xa0امتحانا که تموم شده نمره ها نصفه نیمه اومده تحویل پروژه هم که ایشالا به خیر میگذره برف که میباره ذوقمرگ میشم دیشب با یه تعداد فامیل جدید رفتیم برف بازی :) امشبم که برف بازی خیلیییی چسبید قشنگ معلومه حرف ندارم بزنماا چرت و پرت میگم :) xa0 xa0 xa0 +وقتی میخونی "قسم به این بارون...به جون دوتامون...خدا کنه خ...
ادامه مطلب
ساعت گوشیم زنگ خورد 9:31 دقیقه! حوصله نداشتم بیدار شم دیدم بابام لای درو باز کرد و آروم گفت خوابه مهلت فک کردن نداشتم چرخیدم و دوباره خوابیدم با استشمام یه بوی گند بیدار شدم! سرمو چرخوندم نصفه نیمه آزاده رو دیدم دوباره برگشتم یه دفعه همه حواسام از جا پریدن آزاده خونه ما چیکار میکنه ! چشمام وا شد و همزمان صدای جیغ بلند شد :) هول هولکی برگشتم و با دیدن دوستام ذوقمرگ شدم جیغ منم باهاشون بلند شد ، فقط خدا میدونم قیافه م چه شکلی بود! مچاله شده تو پتو ، موهای درهم برهم که هنوزم به خاطر دوش دیشب خیس بو...
ادامه مطلب
سلام مهر جآنم… خوش آمدی مهر همیشه خوبه به جز اولشxa0 مهر همیشه هوای نفس کشیدنه مهر همیشه مهر و محبت پاییزو نشون میده خوشحالی بچه ها از مدرسه و کوچولوهای ریزه میزه ای که به زور کوله پشتیشونو میبرن و دررفتنای دبیرستانی و اصولا اولین عاشق شدناشونxa0 شبای بلند، سوییشرت کلاه دار:) دانشگاه واخرش و مهمترینش تولد ^__^ میدونین همشو دروغ گفتم من مهرو دوست دارم ولی امسال اصلا حالشو ندارم :) فقط دلم میخواد زودتر یونی شروع شه اول مهر تولد عموی جانمه اگه می شد براش یه چهل سالگی درست حسابی میگرفتم ولی نمیشه دو...
ادامه مطلب
(پیرو غرغرهای پست قبل) منظورم از "تو" در عنوان کاملا خودمم! من این قابلیتو دارم که در عرض سی ثانیه خودمو سرکوب کنم و به خوشحال ترین آدم دنیا تبدیل شم که توی سی ثانیه همه بود و نبودمو عوض کنم وxa0 همه چیزو بهشت کنم یا از لجبازی با خودم جهنم بسازم برای دنیا خدا رو شکر که این قابلیتو دارم و همیشه شادی رو ترجیح میدم میدونی فک کردم اون الان خوشحاله و من چیزی جز خوشحالیش نمیخوام، با همون حرفای قبلی خودمو راضی کردم که اون یه روزای خوب و خاطره های خوش برام ساخته و تحت هر شرایطی قرار نبود هم مسیر همه زند...
ادامه مطلب